علم همان شناخت ما از خود و محیط اطراف ماست. مثل اینکه ما در تاریکی راه میرویم و با ابزارهایی که در اختیار داریم بخشی از اطراف را کمی روشن میکنیم و یک چیزهایی میبینیم. داستان فیل در تاریکی است و به همین خاطر است که علوممان هم کامل نیستند. مدام از این شاخه به آن شاخه میرویم و فکر میکنیم اینها ربطی به هم ندارند و جدا از هم هستند. حالا اگر نوری بتابد و همه جا روشن شود، شناخت ما کامل میشود و متوجه میشویم آن حقیقتی که هرکدام از ما به بخشی از آن دست پیدا کرده بودیم، یک حقیقت واحد است. و خداوند همان نور آسمانها و زمین است.
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌچون دموکراسی اصالت را به نظر جمع میدهد ولی لیبرالیسم، آزادی فرد را مبنای فکر خود قرار داده است و این دو ممکن است با هم در تضاد باشند. پس لیبرال دموکراسی چگونه محقق میشود؟
این سوال تنها یک جواب دارد. تنها راه پیاده کردن لیبرال دموکراسی این است که نظر تک تک افراد جامعه با نظر اکثریت افراد همان جامعه یکی باشد.
و اینجاست که نقش کلیدی رسانه آشکار میشود: یکسان سازی رفتار و در نهایت یکسان سازی اندیشهها.

و البته نقش تلویزیون به عنوان فراگیرترین رسانه بسیار پررنگ و قابل توجه است.
حالا بگذریم...
هدف بیان دو شباهت زیر بود:
گابریل گارسیا مارکز(برنده ی نوبل ادبیات 1982) در کتاب صد سال تنهایی مینویسد:
"هنگامی که گاستون از مرد جوان پرسید که چگونه توانسته است آن اطلاعات را که در دائرة المعارف وجود ندارد، کسب کند، آئورلیانو پاسخی را که به خوزه آرکادیو داده بود، به او هم داد:
-همه چیز معلوم است."

از طرفی علامه مصباح یزدی در کتاب خودشناسی برای خودسازی مینویسد:
" بسیاری از فلاسفه... کمال علمی انسان را منحصر به آگاهی همه جانبهی ذهن از جهان هستی دانستهاند؛ ولی تأمل بیشتر در خواستههای فطری نشان میدهد که غریزهی حقیقتجویی انسان به این حد از آگاهی قانع نمیشود و خواستار آگاهی عینی و درک حضوری و شهودی حقایق ذهنی است و چنین درکی به وسیلهی مفاهیم ذهنی و بحثهای فلسفی حاصل نمیشود."

"مسألهی دیگر مسئلهی روضههاست. روضهخوانی و سینهزنی باید باشد، اما نه در هر عزایی. این را بدانید که روضه خواندن و گریه کردن -آن سنت سینه- مربوط به همهی ائمه نیست، متعلق به بعضی ائمه است. حالا یک وقت در جمع و مجلسی کسی روضهیی میخواند، عدهای دلشان نرم میشود و گریه میکنند؛ این عیبی ندارد. اصلاً عزاداری کردن یک حرف است، روضهخوانی و سینهزنی راه انداختن یک حرف دیگراست. روضه خوانی و سینهزنی راه انداختن مخصوص امام حسین است؛ حداکثر مربوط به بعضی ائمه است؛ آن هم نه به این وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بیست و یکم ماه رمضان، سینهزنی و عزاداری و برپایی جلسات خوب است، ولی مثلاً در مورد حضرت موسیبنجعفر (علیهالسلام) - با اینکه وفات آن بزوگوار از وفاتهای دارای روضهخوانی است- من لزومی نمیبینم که سینهزنی بشود. یا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا (سلامالله علیها) مناسبتی ندارد که ما بیاییم نوحهخوانی و سینهزنی کنیم، بهتر این است که در آن موارد شرح مصایبشان گفته بشود. شرح مصایب گریه آور است."
نمایندگانی از 100 کشور دنیا و از ادیان و مذاهب گوناگون که وجه مشترک همگی آنها ضد صهیونیستی بودن است، در کاروانی با نام "کاروان جهانی به سوی قدس" تظاهراتی در مرزهای فلسطین به پا میکنند.

اعضای کاروانها در 20 مارس 2012 برابر با 10 فروردین 1391 از سه مرز زمینی و یک مرز هوایی از نقاط مختلف جهان وارد اردن شده و به همراه آوارگان فلسطینی به صورت پیاده به سوی مرز شرقی کرانهی باختری تظاهرات عظیمی برپا میکنند.

شاخهی آسیایی این حرکت که متشکل از فعالین کشورهای اندونزی، مالزی، هندوستان، پاکستان، نپال، سریلانکا، افغانستان، ایران، آذربایجان، ترکیه، عراق، بحرین و .. است، حرکت خود را از 19 اسفندماه از دهلینو آغاز کرده و در 24 اسفند وارد ایران میشود و ظرف سه روز به سمت مرزهای ترکیه حرکت خواهد کرد.
لازم به یادآوری است که اتحادیهی بینالمللی امت واحده متولی سازماندهی این حرکت در ایران است.
لینکهای مرتبط:

همیشه یک ذره حقیقت پشت "فقط یه شوخی بود"
یه کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم"
قدری احساسات پشت "اصلاً به من چه"
مقداری خرد پشت "چه بدونم"
و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.
آقای شیخ الاسلامی دارند آقای رئیس جمهور را استیضاح میکند!
کاش یکی هم پیدا میشد این نمایندگان معاند را استیضاح کند.

وای بر شما!
شهید مصطفی احمدی روشن
کمپین خودجوش دانشجویان ایرانی برای همکاری داوطلبانه با سازمان انرژی اتمی
شاید این سوال برای شما هم پیش آمده باشد که چرا نه دی نه دی بود و زودتر نبود؟
1. تا قبل از وقایع تلخ روز عاشورا ماهیت پلید جریان فتنه بر بعضی از ما پوشیده مانده بود، اما پس از آن که هدف اصلی و نهایی اغتشاشگران که نابودی اسلام بود، بر همه روشن شد، توانستیم به مرزبندی روشنی با این جریان برسیم. زیرا همهی ما مطمئن بودیم که اسلام را میخواهیم.
اگر تا قبل از عاشورا با خوشبینی و مسامحه اعتراضات را به ضعفهای اجرایی و ... نسبت میدادیم، بعد از عاشورا مطمئن شدیم که طراح فتنه دلش برای معیشت مردم، آبادی کشور و ... نسوخته، بلکه به دنبال زدن ریشهی اسلام در این کشور اسلامی و انقلابی است.
2. بسیاری از مردم تا حدود زیادی ماهیت جریان فتنه را شناخته بودند اما مدارا میکردند به این امید که شاید لااقل گروهی از آنان به دامان اسلام و انقلاب برگردند. اما پس از وقایع روز عاشورا دیگر نتوانستیم در مقابل توهین به امام شهیدمان صبر کنیم. مدارا دیگر جایز نبود. نه دی فقط گفتیم بس است دیگر!






